فهرست مطالب
الان یک دوره عجیب و غریب برای هر طراح محصولیه. بازار کار در ایران و همینطور خارج از کشور بههم ریخته، پر از آدمهای جورواجوره که از ترس هوش مصنوعی دارن به تخصص های جدیدی روی میارن و کارهایی که قبلا انجام میدادیم الان یه جورایی بیروح و تکراری شده و حالا هوش مصنوعی (AI) اومده. یه جوری هم با ابهت و افتخار اومده که انگار میخواد شغلمون رو از چنگمون دربیاره، اونم وقتی که ما هر روز داریم سرعت این تغییرات رو میبینیم و ساعت ها بهش فکر میکنیم و ممکنه نگرانمون هم بکنه. واقعا طراحی محصول در آینده چه شکلیه؟
شاید اوضاع اینقدرا هم بد نباشه اما باید بپذیریم که زمانه داره تغییر میکنه… اما چطوری؟ در ادامه دربارش صحبت میکنیم.

واقعا فیگما، خداحافظ؟!
فیگمای عزیزمون! همه دارن پیشبینی میکنن که این ابزار دوستداشتنی طراحی محصول قراره غزل خداحافظی رو بخونه. فیگما کارش رو بهعنوان یه جایگزین باحال برای اپلیکیشن عجیب و غریب Sketch (که فقط روی مک کار میکرد) شروع کرد. یه جورایی مثل یه عشق جدید و پرشور بود که همهمون رو شیفته خودش کرد. هر چی میخواستیم بهمون میداد.
تو چند سال اول، که واقعا روزای طلایی ای بود، فقط یه مرورگر وب لازم داشتیم تا بتونیم بینهایت مستطیل بکشیم و همهچیز کاملا آنلاین و روی سرور های فیگما و کلاد ذخیره میشد!
ولی یه دفعه یه چیزی عوض شد. فیگما حریص شد. فهمید که فقط با طراحی نمیتونه پول پارو کنه، باید کاربرای بیشتری جذب میکرد. چطور؟ با این که همه رو وادار کنه ماهی ۱۵ دلار پیاده بشن! حالا فیگما شده ابزار کل تیم طراحی محصول. همه میتونن بیان داخلش نظر بدن، حالت توسعهدهنده یا همون DevMode داره که برنامهنویسا میتونن خودشون کار تحویل بگیرن. این وسطا زپلین (Zeplin) رو هم با خاک یکسان کرد 🙂

حالا فضای کاری ساده ای که داشتیم تبدیل شد به منبع اصلی پروژه، کل اعضای تیم میتونن روش کار کنن، لایههایی که خیلی وقتا حوصلشون رو نداشتیم نامگذاریشون رو درست تعیین کنیم واسه همه دیگه قابل نمایشه به علاوه اینکه با قابلیت چیدمان خودکار یا همون Autolayout، حالا توسعه دادن طراحی ها برای طراحی واکنش گرا بسیار ساده تر شده.
فیگما حالا یه نرمافزار گرون قیمت برای طراحی محصول شده. یه ابزار تولید برای تیم که قراره بتونن با هم همکاری کنن تا کل روند طراحی در خدمت محصول و توسعهدهندهها باشه.
اخیرا هم که پر شده از قابلیتهای غیرضروری که از بقیه نرمافزارای SaaS مثل Miro دزدیده شده. حالا میتونیم توی فیگما اسلاید پاورپوینت یا Canva بسازیم.
و فیگما هیچوقت به پروتوتایپینگ که بهترین ویژگی برای طراحان میتونست باشه، درست و حسابی نپرداخت!
پروتوتایپینگ: نقطه اوج طراحی محصول
پروتوتایپ سریع همیشه نقطه قوت طراحی محصول بوده. یه جور پل ارتباطی بین یه کار خوشساخت، یه چشمانداز باحال و نسخه نهایی که به دست مردم میرسه. یه نقطه تعادل بین رویا و واقعیت. ولی فیگما هیچوقت حسابی روش کار نکرد. احتمالاً چون براشون پول توش نبود. ولی اشکال نداره، چون حالا کلی ابزار جدید اومده که میتونیم باهاشون بیشتر از یه پروتوتایپ ساده و قابلکلیک بسازیم.
ابزارای طراحی از نوع low/no code (کمکد یا بدون کد) وارد شدن. حالا فقط محدود به طراحی و رسم چند تا مستطیل و دایره نیستیم، این ابزارا دیگه تعاملیان و میتونی کاری کنی مثل یه محصول واقعی رفتار کنن. میتونی انیمیشن و داده زنده بهشون اضافه کنی.

طراحای خوب فیگما رو ول نمیکنن، ولی بیشتر وقتشون رو در محیطهایی مثل ProtoPie، Rive، Framer، Webflow و Play میگذرونن. حالا میتونی پروتوتایپایی بسازی که حس و حال محصول واقعی رو دارن، حتی اگه کدش کامل قابل استفاده نباشه، ولی حسش تا حد زیادی واقعیه.
طراحان باید کدنویسی بلد باشن؟ آره!
ولی خب، حد و مرز رو رعایت کن. چون توسعه دهندههای واقعی یک سطح حرفه ای تری این کارو انجام میدن پس نمیشه باهاشون رقابت کرد اما تا حدی میشه شبیه سازی کرد. پروتوتایپ یه شیء زنده و تعاملیه، یه قابلیت لذت بخش که بهش افتخار میکنیم چرا چون چیزی رو به ما میده که اگه بخوایم از روال معمولی (توسعه دهنده بیاد و طرح رو بسازه) بدستش بیاریم، هزینه و زمان زیادی رو هدر میده. طراحی حالا بیشتر درباره تجربهها و لحظههاست!
طراحی محصول در آینده و هوش مصنوعی (AI)
هوش مصنوعی همیشه یه جور پارادوکس بوده. اگه مصنوعیه، یعنی تقلبیه، ساخت دست بشر ولی هوش واقعی نیاز به آگاهی، احساسات و خلاقیت داره، چیزایی که کامپیوترا حتی نمیتونن بهش نزدیک بشن.
پس چرا میگن هوش مصنوعی قراره شغل طراحی رو ازمون بگیره؟
من بیش از ۱۵ ساله در زمینه طراحی فعال هستم و به نظرم هر کسی میگه هوش مصنوعی قراره جای طراحی رو بگیره، هیچی از طراحی یا هوش مصنوعی نمیدونه. طراحی محصول فقط ۱۰٪ قشنگ کردن چیزاست و ۹۰٪ش ارتباط انسانیه. از یه توضیح پروژه شروع میشه و با یه محصول قابل عرضه تموم میشه.
همین داستان درباره کساییه که میگن هوش مصنوعی قراره صنعت جلوههای ویژه و CGI رو عوض کنه. هرکی یه ذره از خط تولید یا همون Pipeline در توسعه نرم افزار بفهمه، میدونه که کامپیوتر نهایتا میتونه چند تا ایده بامزه رندر کنه، یه سری کارای اداری رو خودکار کنه یا فرآیندها رو سادهتر کنه. هیچ وقت نمیتونه چیزی تولید کنه که مستقیم بره در محصول نهایی استفاده بشه.
هوش مصنوعی نمیتونه یه توضیح (brief) پروژه درست و حسابی از دید انسان محور بودن بفهمه و درک کنه، نمیتونه با آدما حرف بزنه و تحقیقات کاربر رو تحلیل کنه، نمیتونه نیازهای انسانی اونها رو لمس و درک کنه و یا حتی نمیتونه نیازهای یه تیم چابک (Agile) رو برآورده کنه چون در تیم های چابک همه چیز به سرعت در حال تغییره. البته به اینم باید اشاره کنیم که میتونه نقش اسکرام مستر رو بفهمه، حتی میتونه تو جلسات روزانه هم شرکت کنه، میتونه بکلاگ مرتب کنه، برنامهریزی اسپرینت کنه. به معنای واقعی کلمه و در حال حاضر به اندازه کافی “هوشمند” نیست که جزء اصلی یه تیم محصول دیجیتال باشه اما هیچ تضمیمی نیست که مثلا یک سال دیگه به همه این قابلیت هایی که گفتیم نمیتونه، مجهز بشه 🙂
هوش مصنوعی روی طراحی محصول تاثیر میذاره، ولی نه اونجوری که فکر میکنی. الان یه اپ یا وبسایت یه چیدمان اختصاصی داره که یه طراح محصول انسانی با استفاده از اجزای یه سیستم طراحی درستش کرده اما خب بهزودی سه نوع محصول دیجیتال خواهیم داشت:
۱) رابط کاربری صوتی و مکالمهای: هوش مصنوعی به جایی میرسه که نقطه ورود هر محصول دیجیتال یه چت بات خیلی پیشرفتهست. بیشتر مشتریا برای تعامل روزمره با برند و محصولاتش از این استفاده میکنن.
۲) وبسایت/اپلیکیشن: این همون چیزیه که الان داریم: چیدمان موبایلمحور اختصاصی و نقاط شکست ریسپانسیو برای وب. اپهای بومی با چیدمان ثابت طراحیشده توسط آدما. این کانال دیجیتال اصلی شرکت ها میمونه که تمرکزش روی محصولات طراحیشده توسط آدما، برای آدماست.
۳) طراح جدید هوش مصنوعی: آدما یه کتابخونه از اجزا میسازن، نامگذاری و طبقهبندیشده تو یه سلسلهمراتب. قدم بعدی سیستمهای طراحی (DesignSystems) برای هوش مصنوعی ساخته میشن، نه توسط هوش مصنوعی. یه عامل هوش مصنوعی این عناصر رو یاد میگیره و برای تعداد بینهایت اپلیکیشن، تو هر اندازه صفحه، برای هر کاربر و بهصورت اختصاصی برای نیازها و شرایطشون به کار میبره. هزاران نسخه، فقط در یک لحظه. ترسناکه نه؟
هوش مصنوعی ممکنه بتونه سناریوهای ۱ و ۳ رو مدیریت میکنه، ولی ارزش اصلی در حفظ فرآیند طراحی انسانی برای انسانه.
وایب دیزاینینگ / وایب کُدینگ / مهندسی پرامپت!
متأسفانه هوش مصنوعی یه سری عنوان شغلی عجیب و غریب هم به وجود آورده که شاید کمی به نظرتون مسخره به نظر بیان مثلا VibeCoding که خیلی ها باهاش اخیرا برنامه نویس شدن!

این اصطلاحات بامزه نسل Z برای کساییه که انگار هیچ استعدادی ندارن و از هوش مصنوعی برای طراحی المان هاشون یا نوشتن کدشون استفاده میکنن. حالا هرکی میتونه بگه من طراحم یا توسعهدهندهام. آره، حتماً! ولی اینا همون قدر طراح یا توسعهدهنده هستن که یه NFT از مونالیزا، خود مونالیزای واقعیه. نهایت کاری که کردن فقط یه کپی تقلبی ساختن!
فرآیند مصاحبه طراحی محصول در آینده
با این وضعیت خب طبیعیه که در آینده مصاحبه کننده هوش مصنوعی هم داشته باشیم و حتی تمام روند استخدام توسط هوش مصنوعی انجام بشه:
مثلا مصاحبه طراحی محصول سال ۲۰۲۸:
- مرحله ۱) تماس غربالگری با ScreenChimpAI
- مرحله ۲) گفتوگوی اولیه با HireManagerAI
- مرحله ۳) مصاحبه با تیم محصول و فنی
- مرحله ۴) وظیفه طراحی با FigmAI در ۱ تا ۲ ساعت.
- مرحله ۵) جلسه کدنویسی وایب با PromptMaster (اصطلاح جدید برای رهبر طراحی)
- مرحله ۶) ارزیابی کامل روانشناختی با MentalistAI
- مرحله ۷) اسکن کامل بدن برای بررسی بیومتریک و شناسایی ناهنجاری های ناخواسته (خلاقیت، تفکر انتقادی، اصالت و غیره)
- مرحله ۸) جلسه بررسی سیستم طراحی با طراح یا معمار توکنها
- مرحله ۹) بحث ۱.۵ ساعته با مدیرعامل، مدیر بازاریابی و مدیر ارشد هوش مصنوعی
- مرحله ۱۰) احتمالا شما استخدام شدین!
نتیجه گیری
طراحی محصول همیشه قراره مثل هر حرفه دیگهای تغییر کنه. تخصصهای جداگونه به یه نقش واحد تبدیل شدن. بیشتر کارای سخت رو ماشینا انجام میدن و یه گروه کوچیک از هنرمندای تجربه کاربری، تجربه های اختصاصی برای آدما میسازن. یه سری کارها مثل کپیرایتینگ تمومه، دیزاین سیستم ها کاملاً خودکار میشن. DesignOps هم عملاً نابود میشه.
مثل اکثر پیش بینی های علمی تخیلی آخرالزمانی، طراحای محصول احتمالاً میرن سمت کشاورزی. آدما همیشه به غذا نیاز دارن! 🙂 نظر شما چیه؟


